تبليغاتX
.:: Weuna™ blog ::.






















.:: Weuna™ blog ::.

تقدیم به ماه بانوی قصه ی پر غصه من

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/sajde%20sabz.jpg

میان سجده ی سبز سحرگاهم

فقط من از خدای خود ...

تمنای تو را کردم !

بدو گفتم اگر روزی ...

میان شهر اسرارت

نهال کوچک دل تنگی ات پژمرد

تو را سیراب کند از لحظه هایی که ...

میانش جای غمها نیست!

.....

پانوشت :

دو سه روزه که مات و بی اراده

یه چیزی فکرمو مشغول کرده

همین حسی درگیره هواشم

منو نسبت به تو مسئول کرده!

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:55 توسط محمد|

حکایت میکنم از تو ...

تو ای بانوی اشعارم !

تو ای برده مرا از یاد ...

تو ای فارغ از احوالم!

***

چرا بانوی شعر من

دلش از غصه ها ابریست ؟

دگر شعرم نمیخواهد ...

سبب ساز سکوتش چیست؟

........

پانوشت:

حس مالکیت داشته باش

رو نوشته هایی که همیشه مال تو خواهند ماند!

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:26 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/mive%20sobhe%20khoda.jpg

من نه مغرورم ...

نه به خود می بالم !

دل من گرم به بخشایش آن والایی است ...

که مرا میبیند !

که مرا میفهمد!

که مرا خنده به لب میخواهد !

تو چه می فهمی چیست؟

حس یک رویای ناب

حس یک تجربه بی همتا!؟

فکر تو آنقدر کوته و بی بنیاد است ...

که فقط میخواهد ...

طعم میوه ی صبح خدا را بچشد!

فکر من به مقیاس آینه ها ...

ساده و بی زنگار است!

فکر من دور از چیدن میوه ی صبح خداست!

فکر من در پی کشف یک احساس الهی است فقط !

فکر من این روزها ...

جدا از مردم پر تزویر است.

فکر من ...

دور از این طلسم و نفرین زمین خاکیست !

فکر من ...

حول چشمان کسی میگردد

که برایم به اندازه یک نماز , پر از احساس است !

فکر من مست ز رخسار خداست!

فکر من در پی احساس همین الان است.

تو چه می فهمی چیست؟

لمس یک حس غریب

در میان محراب آغوش کسی ...

که تمام ذرات وجودش از خدا می گوید!

...

پانوشت:

باید ایمان داشت

به باکره بودن ذهن فاحشه ها

و فاحشه بودن فکر باکره ها!

نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:40 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/ashke%20pashimani.jpg

زیر این سایه مرگ آور شب

چه کسی بر لب تو بوسه زده

که نگاهت خیس از اشک پشیمانی هاست !؟؟

......

پانوشت:

تنهایی را ترجیه میدهم به تن هایی که روحشان با دیگریست

نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:24 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/musica%20pic/Music-233-icon.png

نام قطعه: هوا سرده

خواننده : علی حسین زاده

.........

هوا سرده دستام یخ زده

دور از هم افتادیم حالم بده

هوا سرده دلم گرفته

یعنی تا الان جای منو گرفته

از پشت پنجره میبینم عاشقا با هم هستن

یا دست همو گرفتن یا كنار هم نشستن

افسوس ما بی هم افسوس دور از هم

نصیب ما شده فقط درد و غـــم

تو رو به یادم میارم ابر میشم و میبارم

دیگه طاقت نمیارم جون دیگه تو رو ندارم

افسوس ما بی هم افسوس دور از هم

نصیب ما شده فقط درد و غـــم

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/musica%20pic/dl.png

نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 17:16 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/tu%20payani%20nadari.jpg

چرا میگی که به پایان رسیدی؟

مگه تو مرگ رویام رو ندیدی؟

منی که هستی و عمرم تو بودی

تو یک شب روی هستیم خط کسیدی!


بهم گفتی برو ...فردا محاله!

نفهمیدی چرا هستم کنارت

شکستی بغضمو باز توی سینه

نمیتونم بخوابم بی خیالت !


تو گفتی عاشق چشمای اونی

کسی که جنس چشماش از بلوره!

تو گفتی دوست داری ترسو وقتی ...

نگاهش تو چشات خیره میمونه !


منم رنجیدم و رفتم که شاید

خیالت راحته راحت بمونه !

نه اینکه تو به پایانت رسیدی

نخواستم رازمو کسی بدونه!


نخواستم گم بشم تو این هیاهو

تو این شعرا و بغض شاعرانه

نخواستم تو بری تنها بمونی ...

جدا شی از من و این عاشقانه

...........

پانوشت:

بهترین واژه های این نوشته , همه از اسم تو زیباست!

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:23 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/nange%20bi%20eshghi.jpg

دلم میخواهد از یاران بگویم

از عشق و از شب و باران بگویم


از این اندوه شب های جدایی

از این کابوس بی پایان بگویم


ولکن من دلم بسیار تنگ است

دلم از شیشه و قلبش ز سنگ است


ندارد عشق من در قلب او جای

بدون عشق ماندن هم چه ننگ است

..........

پانوشت :

نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:11 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/khoda.jpg

نه مرا قبله نیاز است

نه حج و نه دعا

ای خدا ...

تو درون کوچه پس کوچه های دل من جا داری !

.....

پانوشت:

رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد

ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم


نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:51 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/ghzale%20baran.jpg

باز هم باران زد

باز هم خیس شدش دفتر تنهایی من!

باز هم همهمه ای بر پا شد

از غزل سازی باران ...

با تن بی رمق شیشه ی بی زنگ اتاق!

باز هم دلتنگی ...

باز هم وسوسه ی نوشتن یک احساس!

باز هم تکرار آن شعر پر از شور و نشاط

که فقط می گوید:

 << شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست ؟ >>

....

پانوشت:

مرسی خدا بابت بارون

که منبع احساس همین دلتنگیست !

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/ghazale%20baran%20gif.gif

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 10:20 توسط محمد|

http://weuna.persiangig.com/weuna%20poam/pics/sale%2091/poshte%20darya%20hich%20nist.jpg

چه کسی می گوید ...

پشت دریا شهریست .قایقی باید ساخت؟؟؟

پشت دریا هیچ نیست

جز همان ساحل سرد

که غروبش غمناک ترین حادثه ی عمر بشر می ماند !

پشت دریا ساحلی دارد و بس ...

که فقط ساده و بی آلایش

می شود روی شن هایش نوشت :

زندگی تکرار دل تنگی ماست !

......

پانوشت:

خوش بحالت سهراب

که دنیای عرفانی تو

پشت دریای غرور آمیزش

شهری از جنس طلاست!

پشت دریای سیاه دل من

شهری از تنگی دل پنهان است!

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 10:15 توسط محمد|


آخرين مطالب
» سجده ی سبز ...
» حکایت
» میوه صبح خدا
» اشک پشیمانی
» هوا سرده ...
» تو پایانی نداری
» ننگ بی عشقی
» خدا
» غزل باران
» پشت دریا هیچ نیست

Design By : Pichak